تبليغاتX
پرسه در همین حوالی
 
 

اسباب کشی می کنم.

...آخرین پست این وبلاگ!

من این وبلاگ را برای این ساختم که بتوانم در آن حرف هایی که احساس می کنم دیگران باید بیان کنند ،اما به هر دلیلی نمی کنند، را بگویم.

در بسیاری از مواقع نیز تلاش فراوان می کردم که بر همین مسیر حرکت کنم .اما اکنون که به این نوشته ها و چیز های دیگر نگاه می کنم؛می بینم که انگار از این هدف دور شده ام و ناخواسته به سوی "فرمالیته شدن" و "محافظه کار شدن" پیش رفتم.

قصد من اصلا بر این نبود که به مانند بسیاری غرقه در "فرم" و "سیاست بازی" شوم و چشم خود را بر بسیاری از حقایق ببندم.به همین علت نام وب را "پرسه در همین حوالی "گذاشتم.

می خواستم در ساحت های مختلف پرسه بزنم و ذهن خودم و مخاطبم- اگر باشد-را با مسائل جدیدی آشنا کنم.با "دیگر دیدن" وقایع و با حقیقت بینی .

اما این روز ها که می گذرد احساس می کنم که منم در آن گودالی که بسیاری در آن غرقه شدند و از "حقیقت امور"گسستند؛فرو می روم و این یعنی فاجعه!

پس تصمیم گرفتم تا دیر نشده این فرم را بشکنم و خودم را غرقه در این بازی ها نکنم ...

این بلاگ گرچه قلم قوی ای ندارد اما مطالب و اشاره های خوبی دارد ؛ شاید همچنان بتوانید از مطالب آن استفاده کنید و از اشارت های آن....

من از این وب اسباب کشی کردم.آدرس وب جدید من این است:http://www.jangeno.blogfa.com

این وب را جنگ نو نامیدم .گرچه من چون هابز وضعیت طبیعی را جنگ نمیدانم ،اما خودمان را درگیر در جنگ نو و همه جانبه ای می دانم.

در جنگ باید شهادت طلب بود و سرباز....

این ها یادداشت هایی استشهادی اند .برای که؟ و برای چه؟ بسته به نظر توست.......

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 8:37  توسط محمد   | 
بازی وبلاگی ـ باید گفت جنبش و نهضت وبلاگی ـ به راه خواهد افتاد و لینکها را باید داد و دستها را به هم :

مجسمه قهرمان ملی در برابر تاسیسات نطنز ساخته می شود!(لبیک یا حسین)

عکسهای تجمع دانشجویان در برابر قوه قضاییه (دفترچه آبی)

ناله پروین اعتصامی از دست قاضی های بی تقوا

برد دزدی را سوی قاضی، عسس(عالم و آدم)

مجرم هسته‌اي را تبرئيداندند (ریپورتر)

آخرین شاهکار(مجاهد مسلمان)

تعلیق عدالت(خمینیسم)

متهم درشت(وب نگاشت)

چه کسی بیش از همه از تبرئه ی "جاسوس" خوشحال می شود؟(کافه اندیشه)

شاگرد دیروز "آیت الله صدر"، صاحبخانه ی امروز "ویرانه ی بزرگ(خاکریزیسم)

در مقابل تبرئه موسویان، تکلیف پیر جماران را چه کنیم؟(خبرنگارمسلمان)

مگر اتفاق عجیبی افتاده که انقدر شلوغش می کنید ؟!!(توهمات)

  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:25  توسط محمد   | 

من برای بسیج نگرانم!

1- چند هفته ی پیش کنگره ای بود بر طبق عادت مالوف شده و برنامه ای باز طبق معمول برای گزارش کار حضرات، با حوزه ی ما تماس گرفتند که دو ساعته چند نفر را بفرستید برای –شلوغ شدن؟-برنامه.از ما یکی از دوستان شرکت کرده بود.فردایش به ما می گفت که عجب برنامه ای بود و پر از بی نظمی و وقت تلف کنی و بی برنامه گی و از این حرف ها که از ذاتیات برنامه های مذهبی در ایران است.می گفت که یک واژه در این برنامه ی چند ساعته به دفعات تکرار شد : نمادین . اصل حرکت، یک حرکت نمادین در حاشیه ی کنگره ای –باز هم نمادین – بود.تمام برنامه های داخلی هم نمادین بود.از کوهنوردی و ورزش بالای کوه تا تکان دادن سر جهت یک ورزش نمادین!و البته صبحانه اش نه تنها نمادین نبود که خیلی هم چرب و نرم بود...

2- یک پایگاه بسیج را می شناسم که مسئولینش محض خودشیرینی و اعلام "دستاورد ها"،"عملکرد ها"و مخصوصا"گزارش کار"،از کلاس درس تا ورزش صبحگاهی اش را عکس گرفتندو به عنوان "فعالیت های بسیج" به حضرات اعلام کردند.پایگاهشان هم مشخص است . نمونه شد!....

3-از طرف بسیج، بازرس آمده بود برای بازدید.هر چه از برنامه های معاونت سوال کرد ،گفتم برنامه ای نداشتیم و کار ی نکردیم در این یک سال..بعدا دوستان شورا به من گفتند که خراب کرده ای! و ما همه را درست کردیم !!.یکی دیگر از بچه ها می گفت:جلوی سردار "فیلم "بازی کردم تا بالاخره از ایشان برای پایگاه کامپیوتر گرفتم...

4- دو ساعت بحث شده بود سر بودجه پایگاه.از آن طرف اصرار که 135 هزار تومان! به حساب شما واریز کردیم و از این طرف انکار که در حساب ما فقط 4500 تومان موجود است. گفتیم :این همه برنامه با این پول؟مسئول بازرسی درآمد که :ما از شما می خواهیم فقط دو برنامه در طول سال بگیرید...لابد از همان نوع گزارش کاری.از آن طرف هم پایگاه خواهران بسیج مسجدمان جشن گرفته بود و تمام بودجه ی یک ساله را ریخت توی کیک سه طبقه و موز و خلاص...

5- سال گذشته بچه ها خیلی تمایل نداشتند در بسیج عضو شوند.می گفتند:عضو شویم که چه شود؟چه فایده ای دارد ؟آن هم با این همه شکیات دور و بر بسیج و برنامه هایش . خیلی سعی کردم بچه ها را قانع کنم...اما امسال یکی باید مرا از این شک نجات دهد...

6- بسیج یک حرکت "نقد درون گفتمانی" می طلبد.یک حرکت وسیع و چالش زای وبلاگی.یک نقد تند و پاسخ طلب.ارزش بزرگ بسیج برای کشور اقتضای این نقد را دارد. که البته با این وضع سازمانی بعید به نظر می رسد.دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.دوستانی که این مطلب را خواندند لطف کنند ادامه اش دهند...

7- فرا عقلانیت،رسانه،پارادایم های حاکم،کمیته ی جهانی،صدور انقلاب،توسعه،ساختارگرایی،هرمنوتیک،انگاره،ظهور،امام خمینی،مدینه ی فاضله، شیطان زرد و.... من برای بسیج نگرانم!

  نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 7:56  توسط محمد   | 

دولت یا عدالت؟!

مقدمتا.. پشت هر عمل و حرکت،تفکری نهفته است که آن را به پیش می راند.گرچه آن چه در وهله ی اول به نظر می آید و مهم به شمار می رود ظاهر و صورت یک فعل است،اما تفکر پشت آن در واقع بسیار مهمتر از نفس آن شیء است.مصداق ها تنها وجود خارجی هستند که به مقتضای زمان و مکان ظاهر می گردند و نه همه ی واقعیت نهفته در مفاهیم.

اما موضوع... فعالیت های انجام شده در دولت خاتمی،به تدریج و در طول زمان،سبب گشت که مذهبیون-که مهمترین قشر تاثیر گزار در ایرانند- از آن دولت کناره گیری کرده و اهداف مورد نظر انقلابیشان را در فرد دیگری بجویند.باید توجه داشت که رای بالای خاتمی در دو دوره نیز ما حصل تبلیغات و شرایط آن زمان و تبلور آن در آرای همین مذهبیون بوده است.اما آرمانی که رای دهندگان به دکتر در پی آن بودند –و مخصوصا با توجه به دور دوم انتخابات-آرمانی به قدمت 16 سال بود که در سال های توسعه ی اقتصادی و سیاسی دو دولت پیش،مورد کم عنایتی و گاه بی عنایتی واقع گشت.و آن چیزی نبود جز عدالتخواهی.چیزی که جزء اهداف انقلاب اسلامی نیز به شمار می رفت.این آرمان همراه با گفتمان های انتقادی نزدیک انتخابات،به تدریج گسترده تر و در نهایت با توجه به سابقه ی عدالتخواهانه در شخص دکتر احمدی نژاد متبلور گردید.

دو دولت سابق-دولت هاشمی و خاتمی-هرکدام 8 سال و دو دوره ی کامل عمرکردند.و به این دلیل اهمیت بیشتری نسبت به دولت میر حسین موسوی دارند که در سال های آن ها جنگ تمام شده بود و زمانه ی باز سازی و عمل بر آرمان های انقلاب رسیده بود.دولت هاشمی،توسعه ی اقتصادی و دولت خاتمی،توسعه سیاسی را با توجه به برنامه ها و دیدگاه های خود در پی گرفتند اما همانگونه که مشخص شد،هردو برنامه،به دلایلی چند،عدالت را نادیده گرفت.و نادیده گرفتن "عدالت"در نادیده گرفتن"قشر مستضعف"نمودار گردید.دولت هاشمی با ترویج توسعه ی اقتصادی در قالب لیبرال و در لفافه ی سازندگی،ضمن آسیب زیاد به زیر ساخت های فرهنگی- اجتماعی کشور،موجب فاصله ی زیاد اقتصادی مابین قشر بالا و پایین جامعه گردید و علی الاصول، سیستم اقتصادی این دولت بر پایه ی رشد سرمایه داری و سرمایه داران بود.دولت خاتمی نیز با مد نظر قرار دادن توسعه ی سیاسی-با توجیه صحیح عدم توجه به آن- اقدام به بها دادن به روشنفکران بازی خورده های سیاسی کرد.و ان چه در این زمان نادیده گرفته شد-و احتمل زیاد از روی عمد- مردم بودند.همچنان که سران اصلاحات –همچون مهدی کروبی – اعتراف به اشتباه بودن "نادیده گرفتن مردم"کردند.اما مردم چگونه نشان دادند که از این شرایط ناراضی اند؟در هر 2دوره و در هر 2 دولت مرده نارضایتی خودشان را با رای دادن به جناح مقابل اعلام کردند.گرچه هر دو دولت برای استفاده از فضای دموکراتیک اقدام به تاسیس احزاب خودساخته کردند،اما گفتمان انتقادی مبتنی بر خواسته ها و آرمان ها که می بایست در یک کشور دموکراتیک جریان داشته باشد،مفقود بود.در حقیقت،بسیاری از مردم به اشتباه گمان می کردند که چون به این دولت رای دادند پس لاجرم می بایست از آن دفاع کنندو رفتار های دولت ،خواست آن هاست.و این گمان نادرست نتیجه ای بسیار شکننده و آسیب رسان داشت .کم رنگ شدن فضای انتقاد- با توجه به روحیه ی ایرانی- فرصتی باز کرد تا هر اقدامی صورت بگیرد اما با این نکته که سیاست آنها، دوامی نداردو یک باره به بدترین وجه سیاسی –رای به جناح مخالف_از بین می رفت.

تمام تجربه ی این دو دولت و 16 سال سابقه ی تاریخی آن ها،ما را نسبت به دولت احمدی نژاد هشیار تر می سازد.این دولت با پشتوانه ی عظیم نیروهای مذهبی – و از جمله حوزه های علمیه- به وجود آمد اما باید دقت کرد که دولت،و شخص احمدی نژاد هدف نبود بلکه هدف عدالتخواهی بود که در شخص ایشان متبلور گردید.عدم توجه به این نکته در چند مورد،موجب برخی رفتار های توجیه گرایانه –همچون دو دولت گذشته – در میان رای دهندگان شد و متاسفانه بسیاری – جدا از تحسین های قابل ذکر دولت – چشم خود را بر انتقاد های روشن وارد بر آن نیز می بندند و این موجب می شود که در رابطه با آینده ی این دولت نیز،مشکوک باشیم.بردن فضا به سمت توجیه رفتار های دولت - به علت رای به آن – و کم کردن فضای انتقاد و گسترش فضای تحسین در کشور،موجب نادیده گرفتن مشکلات و در نتیجه،نادیده گرفتن دوباره ی قشر تاثیر گذار مذهبیون و مستضعفین و در نهایت وانهادگی آرمان های انقلاب می گردد.

باید دقت داشت که ما طرفدار عدالتیم نه دولت و دولت تا بدانجا که بر این راستا حرکت می کند مورد تایید ما و با خروج از آن مسیر،مورد انتقاد قرار خواهد گرفت.واقع گرایی در مورد حرکات دولت و اصالت دادن به ترویج و گسترش عدالت و آرمان های انقلاب سبب می گردد که مردم – و نه خصوص رای دهندگان – همچون یک جامعه ی دموکراتیک به صورت فعال در جامعه وجود داشته و پارادایمی قابل اتکا در همه ی زمان ها باشند و نه تنها در زمان انتخابات و این نکته ی مهمی است که انتقاد ،دولت و مردم را نابود نمی کند،تقویت می کند... فتامل 

 ... و دو چیز دیگر

 (+) اگر مثال می خواهید ،خبر دهید برایتان بگذارم...

 (+) ان شاء الله عنوان پست بعدی این خواهد بود:برای "بسیج" نگرانم!

 

 

  نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 6:49  توسط محمد   | 

چند نکته در باب سریال های ماه مبارک رمضان

با تمام شدن ماه رمضان، سریال های مناسبتی این ماه هم رو به پایان است و با به پایان رسیدن این سریال ها آخرین نقد و نظر ها هم بر آن ها نوشته می گردد.این نوشتار هم قصد دارد نقد و نظری باشد بر این سریال ها .اگرچه به علت اینکه فرصت کافی برای پیگیری و تماشای کامل همه ی سریال ها نداشتم لاجرم به درون مایه های آن بیشتر توجه می کنم.

نکته ی اول در نفس سریال ها ی ماه رمضان است. به نظر می رسد در ماه رمضان که برنامه های دینی و اجتماعی ما هم تغییراتی می کند و منظم تر و در عین حال روحانی تر می شود، انتظار می رود فضای جامعه نیز این گونه و همراه با این برنامه ی طولانی، روحانی تر گردد.رسانه ها در این میان می توانند نقش انکار ناپذیری داشته باشند که نیازی به توضیح نیست. در سریال های تلویزیونی با این دید حداقلی ،این کار انجام گرفته است. یعنی این سریال ها فضایی کم و بیش روحانی و مذهبی ایجاد کردند و توانستند جمع کثیری – اعم از مذهبی و غیر مذهبی – را همراه با فضای ماه رمضان کنند و این فی نفسه کار خوبی است و نشان می دهد که صدا و سیما غیر از نیروی تئوریک،قدرت کار عملی هم دارد.گرچه انتقاداتی در نحوه ی این کار وارد است اما باز نمی توان از برکات نفس عمل در گذشت.

سه سریال تلویزیونی که با گستره ی سراسر کشور در این ایام پخش شد،را می توان کار هایی در زمینه های مذهبی – اجتماعی دانست که به علت قلت این کارها در تلویزیون در ایام دیگر، به نظر کار های زیبایی می رسند.این نکته را باید تاکید کنم که ما در تلویزیون نمونه هایی از این دست در ایام سال بسیار کم سراغ داریم که این خود موجب راضی شدن به این موارد و عدم توانایی برای مقایسه و در نتیجه "بهترخواهی "می گردد .این گونه سریال ها سالی یک بار در ماه مبارک پخش می گردند که با این وصف اثر مطلوبشان را نخواهند گذاشت.  

در باره ی زمان پخش هم گرچه این سریال ها ،برنامه های مساجد را تحت الشعاع خود قرار داده اند ،اما می توان گفت که این کار ها هم ماهیت تبلیغی قوی دارند و هم سرگرم کننده-در مواقع افطار- هستند.به اضافه ی این که پخش این سریال ها در ساعات میانی شب نیز از طرف دیگر موجب اخلال در برنامه های خواب پیش از سحر می گردد. با این حال  ترکیب فوق – شروع با سریال طنز یک وجب خاک و در ادامه باسریال اغماءو در ساعات میانی شب با سریال میوه ی ممنوعه- راضی کننده به نظر می رسد و غیر از این در باب برنامه های مساجد در این ماه هم باید به نکاتی را توجه کرد.

نکته ی دوم درباره ی درون مایه ی این فیلم هاست.فیلم اول گرچه سعی بر نشان دادن زندگی یک خانواده ی خیر و متوسط تهرانی و با مایه های طنز را دارد،و در این کار نیز موفق بوده و بیشترین طرفدار را داشته است،اما سبک داستان اندکی تجملاتی است،به مانند سیر دیگر سریال های تلویزیون و همچون اکثر کار هایی که "افخمی"به نوعی در آن درگیر است.قضیه یک میلیارد تومان برای خانواده ای که از 6 میلیون تومان آن اندازه خوشحال می شوند،چیز زیادی به نظر می آید و نویسنده به راحتی حتی با 50 و 30میلیون هم می توانست کار را جلو برد.این تاکید بر پول زیاد با زوم کردن بر زندگی متجملین و محوریت مبالغ بسیار زید در زندگی محرومین نکته ی قابل تاملی است. در سریال سال گذشته هم فیلم "پایین شهری"زیرزمین-افخمی-صحنه ی نمایش یک مجموعه فقیر و متوسط به پایین بود اما با محوریت چند میلیارد تومان.این نکته ی مهم را وقتی دیگر بیشتر بررسی می کنیم.

سریال اغماء هم خلاف اکثر کار های سیروس مقدم، کار جالبی از کار درآمد .و البته بستر داستان و بازیگران حرفه ای نیز تاثیرشان را گذاشتند.شیطان به همه ی اشکال جز نبی در می آید اما در بسیاری از مواقع با واسطه شدن وسایل.شیطان اغوا می کند و انسان –در اکثر مواقع-خودکار آن کار را انجام می دهد.در این حال نیازی نیست که قطعا به صورب بشری درآید و از دوست پسر تا آن لاط را شامل گردد. این کار با اینکه قادر است مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد اما او را به سطح خیالی دیگری، بیرون از واقعیت، هم می برد. و نکته ی مهم دیگر ،تاکید بر مصور کردن و به تصویر کشیدن گرچه اقتضای فیلم است اما با مبانی ما و اندیشه ی ما در تعارض است. تصویری کردن مفاهیم از قدرت آن ها و همچنین قدرت تحلیل ذهنی می کاهد و با تقویت نیروی تخیل در فرد – و نه واقع گرایی –زمینه را برای هدایت بیرونی او فراهم می کند. در این مورد هم بیشتر صحبت می کنیم.

 درباره ی سریال میوه ی ممنوعه هم فقط یک نکته:می توان قدرت شیطان و تقوا را به بهترین وجه ممکن نشان داد ولی بدون بهره بردن از دخالت مستقیم نیروهای غیرمادی و این یعنی مطلوب. این سریال واقع گرا تر و در نتیجه بهتر از سریال های دیگر در ماه مبارک بود-اگر پایان بندی آن را ندیده بگیریم - تمام شد...یا علی

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 7:23  توسط محمد   | 

براي روحانيت

مطلبي كه مي آيد را به بهانه ي گشايش حوزه هاي علميه در وبلاگ قرار دادم. سخت بر اينم كه بسياري از انتقاداتي كه به حوزه هاي علميه مي گردد به علت عدم آگاهي نسبت به اين مجموعه است . آگاهي كه گاه در ميان مذهبيون نيز ديده مي شود . البته روي ديگر قضيه يعني صحيح بودن انتقادات هم به علت همين عدم آگاهي حوزويان نسبت به كار و مسئوليتشان است. اين بخش تنها به بيان نظام آموزشي حوزه مي پردازد. دوستان عزيزم در هسته ي علوم اجتماعي دانشگاه مازندران لطف كردند اين نوشته را بر روي بلاگشان قرار دادند و من در اينجا آن را باز نشر مي كنم . ادامه ي اين سلسله بحث ها در همان وبلاگ مي آيد. 

نظام آموزشي در همان ابتدا به دو قسمت كوتاه مدت و بلند مدت تقسيم مي گردد . دوره ي كوتاه مدت (سفيران هدايت ) به طور متوسط 6 سال طول مي كشد و هدف در آن اين است كه طلبه در دوره اي كوتاه ، به گونه اي مجمل – در مقابل با دوره ي بلند مدت – با احكام و معارف اسلام آشنا شود . به عبارت ديگر هدف اين دوره تربيت مبلغ به طور اخص است . دوره ي بلند مدت همان دوره ي عالي و اصلي و مهم حوزه علميه است . يعني آن چيزي كه ما از حوزه هاي علميه مي شنويم يا بيان مي شود ، دوره ي بلند مدت آن است .

دوره ي بلند مدت هم به دو قسمت تقسيم مي گردد : دوره سطح و دوره ي خارج . بايد توجه داشت كه در حوزه هاي علميه سطح سني خاص ، سيكل است . بنابر اين در كلاس ها هم سيكل ها هستند و هم ديپلمه ها . البته مدرسه مي تواند تنها از يكي از اين دو دسته پذيرش داشته باشد . بهترين تعريف براي  دوره ي سطح ، كتاب محور بودن آن است . اين دوره كه به طور متوسط 10 سال طول مي كشد ، شامل مطالعات پلكاني از راحت به مشكل در ادبيات، فقه و اصول و همچنين دروس جنبي شامل عقايد و فلسفه و تاريخ و تفسير و ...مي باشد . تقسيم بندي اين دوره به اين صورت است . 3 سال اول دوره ي ادبيات عرب است كه  با كتاب هاي صمديه و صرف ساده شروع مي شود و با كتاب هاي مغني الاديب و جواهر البلاغه خاتمه مي يابد . در اين دوره كتاب هاي مهمي به زبان عربي و از نويسندگان صاحب نظر خوانده مي شود . همچنين در اين دوره كتاب المنطق نيز خوانده مي شود.  3 سال دوم دوره ي مقدماتي فقه واصول الفقه  است كه در تمام اين 3 سال كتاب روضه البهيه " شرح شهيد ثاني بر لمعه الدمشقيه شهيد اول كه متن اصلي را دانشجويان حقوق مي خوانند " به صورت كلمه به كلمه و دقيق خوانده مي شود . در اصول – متدولوژي فقه – هم دو كتاب الموجز و اصول الفقه خوانده ي شود . بعد از اين 6 سال فرد به اصطلاح سطح 1 را تمام مي كند .  در 4 سال باقي مانده طلبه دوره سنگين فقه و اصول كه داراي كتاب هايي موجز و بسيار سنگين مي باشند ، را  طي مي كند . در اين دوره كتاب هاي مكاسب و رسائل از شيخ انصاري و كفايه – مشهور به سنگين ترين كتاب حوزه – خوانده مي شود . پس از اين 4 سال طلبه وارد درس خارج مي شود .

 اين نكته نيز مهم است كه چون در  اين تقسيم بندي ، كتاب هايي كه خوانده مي شود ، به طور سنتي  نقش مهمي دارند ؛ بنابراين معمولا تنها از فرد سوال مي شود كه چه كتابي مي خواند و اين كتاب بيانگر پيشرفت و قدرت تحصيلي او است . در حوزه گفتن اينكه صمديه مي خواند دال بر اين است كه در اول اين راه است و گفتن كفايه خواندن دال بر بزرگي فرد مي كند . هم چنين كتاب هايي كه در بالا نام برده شد ، كتاب هاي اصلي هستند و غير اين ها كتاب هاي ديگري از تاريخ و عقايد تا تفسير و فلسفه نيز الزاما خوانده مي شود . كل كتاب ها در اين دوره نزديك به 60 جلد مي شود .

دوره ي دوم يا خارج دوره اي است كه با عنوان" استاد محور" تعريف مي شود . در اين دوره تنها براي ايجاد سير منطقي در ابحاث كتابي معرفي مي گردد اما مطالب ارائه شده خارج از كتاب است . بدين صورت كه استاد يك مسئله را بيان كرده سپس با استفاده از "قواعد" و "اصول" و قدرت فقهي و استدلالي خود ، نظر اجتهاديش را در مورد آن تشريح و اثبات مي كند و ادله ي مخالفين  را رد مي كند .  بديهي است كه استاد در اين دوره خود صاحب نظر بوده و بايد قدرت پاسخ گويي به اشكالات مطروحه از طلاب را داشته باشد . درس خارج دوره اي است كه نمي توان سال خاصي براي آن مشخص كرد و به طور كامل بستگي به قدرت فقهي طلبه دارد .

و در آخر اين نكته مهم است كه از سال هفتم به بعد طلبه به اصطلاح آزاد است و انتخاب استاد كاملا به عهده ي اوست و شلوغي يك محفل درس به قدرت استاد بستگي دارد . به همين علت برخي از حلقه هاي درس در اين دوره از چند نفر طلبه تشكيل مي شود تا درس هاي هزار نفري درس خارج آيات عظام .

در حوزه ، در تمامي دوره تحصيل و بعد از تحصيل از طلبه هيچ پولي به هيچ صورت دريافت نمي گردد .      

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 7:19  توسط محمد   | 

نقدي بر نقد قوه ي قضائيه

برادر گرامي آقاي پناهي نژاد در "خمينيسم" حركتي را استارت زدند در نقد قوه ي قضائيه . بنده هم به علت دعوت ايشان مطلبي را هر چند نه در نقد اين قوه مي نگارم.

1-      ضرورت نقد را همه قبول داريم. نقد يعني عدالتخواهي. يعني ما بيداريم و مواظب. يعني هوشياري. براي همين هم به نظرم درست نمي آيد كه بگوييم الان وقت نقد نيست .يا نقد هاي مهمتر از اين قوه بايد صورت بگيرد.نه! هر كدام در جاي خودش مهم و تا حدي هم ضروري هستند . همچنان كه دعوت برادر طالبي در هر دو حركتشان –نقد صدا و سيما و خاطرات 3 تير- لازم بود. مي ترسم اندكي اگر تعلل شود اين بدنه ي زورمند زر سالار از اين هم بالاتر رود. اين دوره دوره ي عدالتخواهي است. رهبر معظم هم فرمودند كه لب درخواست ما از دانشجويان عدالتخواهي است،با اين حال ديگر چه مي ماند؟

2-      در ديدار چند ماه پيش رهبري با دانشجويان در يكي از سفر هاي استاني ،دانشجويان انتقادات تندي را در همين راستا بيان داشتند. رهبري در پايان ضمن تشويق اين روحيه عدالتجويانه بر نكته هم تاكيد مجدد كردند كه بسياري از اين نقد ها نتيجه ي سياست زدگي است-نقل به مضمون- و از دانشجويان خواستند كه قدرت تحليل سياسي خودشان را بالا ببرند و با علم و آگاهي نقد كنندو پاسخ بخواهند و اين مهمترين نكته در نقد است. در نقد ما بايد به موضوع محل بحث احاطه داشته باشيم ولو در حد آگاهي اخبار و روزنامه اي . و اين مخصوصا در شبكه بسيار وسيعي همچون يكي از قواي سه گانه بيشتر نمود مي يابد. شايد بهتر بود كه با اين گستردگي، نقد بخشي از آن انجام مي گرفت . با اين وضع انتظار مي رود با توجه به خصوصيت "شخصيت محور "ما ايراني ها ،اين نقد ها بيشتر بر پايه ي "شخص" و "تشخيصات حسن و قبحي شخصي" بنا شده باشد تا تحليل و مشكل يابي ....

3-      اين نكته زماني مشهود مي شود كه شخص رياست قوه نيز براي ما ناشناخته باشدكه چنين نيز است. رياست فعلي قوه ي قضائيه، آيت الله شاهرودي يكي از فقهاي بزرگ ايران در حال حاضر هستند و داراي قدرت علمي و فقهي بسياري مي باشند . اين نكته ي قوت بسياري براي اين قوه است. مثل اينكه رياست يك دانشكده را يكي از دكتر هاي همان رشته ها بر عهده بگيرد. ايشان از شاگردان زبردست آقاي صدر هستند كه قدرت علمي و اجتهادي شان زبانزد همه است . آقاي شاهرودي به حكم رهبري رياست دايره المعارف بزرگ فقه شيعه مي باشند كه اين خود گواه قدرت ايشان است. رياست قوه مبلغي به عنوان رياست نگرفته و همچنان از شهريه ي حوزه استفاده مي كنند. و الحق و الانصاف از بعد از مديريت آيت الله يزدي خدمات بسيار بزرگي را در اين سازمان كه بروكراسي شديد در ذات آن است را انجام دادند .

4-      بروكراسي شديد يكي از مشكلات اين قوه است كه همانطور كه گفته شد در ذات آن است .البته با احياي دادسراها و به راه انداختن شوراي حل اختلاف و شبكه ي راهنماي تلفني و ديدار هاي حضوري رياست سازمان كم شده است اما باز راه زيادي در پيش است. البته اين كندي در مورد پرونده هاي عام به علت ضعف قانون و نبود مباشر قضايي هم مي تواند باشد – كه البته عذري براي قوه نمي شود- اما ضعف در برخورد با پرونده هاي خاص چيست؟

5-      سياست يكي از بزرگترين تسهيل كننده و كند كننده ي تحركات در ايران است. بسياري از پرونده ها متاسفانه به علت اين فضا در ايران به سرعت بررسي شده و يا فراموش مي گرددتا حدي كه دستمايه ي سياستمداران و شيادان هم قرار گرفته و اين نكته اي مهمي است . بسياري از پرونده ها با استفاده از لابي و سياست بازي مختوم مي گردند. درست است كه اين نامطلوب است اما چنين است. در قضيه ي مفاسد اقتصادي هم اين قضيه به روشني پيداست كه البته نگاه تحليلي سياسي هم از جانب سياسيون مي طلبد .

6-      چيز ديگري نمانده. اين قوه ي بزرگ هم تغيير مي كند و آرام آرام شكل آرماني خودش را با اين حركات مي گيرد- ان شاء الله- و اين نكته ي؛ مهم قوه ي قضائيه يك تشكل سياسي نيست... 

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 8:13  توسط محمد   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM